خوابگاه...  چاپ

تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392 در ساعت 22:08

سلام...


من اومدم خوابگاه دوباره...این سی بچه ها بودن اتاق شلوغ بود خوشم اومد شام هم پخته بودن استفاده کردیم...


فردا کلاسا تشکیل میشه اگه خدا بخواد...ایشالا که 4 شنبه هم تعطیل بشه ما از دوشنبه تشریف ببریم خونه...


دوستم اومد گفت فردا فاینال فرانسه نداریم یکشنبه داریم...فردا با دکتر ایمانیه رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز جلسه


دارم...


توی همین هفته رادیو هم باید برم...


آقای...من رو به همراه خودش به عنوان شورای باشگاه پرسشگران جوان معرفی کرد...فردا هم جلسش رو داریم...


دوست دارم سقای آب و  ادب سید مهدی شجاعی رو بخونم...به امید خدا

نظرات (2)
سلام پگاه
خوبم مرسی
تو خوبی خودت پگاه ؟
نههههههههههههه مجری رادیوووووو
کدوم رادیووووووو
مگه چندسالته که مجری هستی
منم منم میخوام مجری بشممممممم پس
زود باش
هم یکدونه زن عموی مهربون بهم بدهکاری هم مجری رادیو بودنو
زود باش هر دوتاشو همین الان میخوام
نه بابا عذر خواهی چیه ؛ این حرفا چیه پگاه
نه این حرفا رو نزن هیچوقت
دست تو که نبوده تازشم اگر هم بود عیبی نداشتی دیگه
مرسی از تو پگاه
دوست خوبم:
سلام حال شما...بله دیگه چی فکر کردیید...برو بابا همش مال خودمه!!!من20!!!پیشرفتم بالا بوده!
میخوای بری رادیو چیکار پگاه
هااااااااااا
دوست خوبم:
امین ما مثلا مجری رادیو هستیما!!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.