این و از وبلاگ دل مشغولی های یک مامان پر مشغله برداشتم
شعور یک گیاه در وسط زمستان ،
از تابستان گذشته نمی آید .
از بهاری می آید که فرا می رسد.
گیاه به روزهایی که رفته نمی اندیشد ،
به روزهایی می اندیشد که می آیند.
اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد،
چرا ما انسان ها باور نداریم ،
روزی خواهیم توانست به هرآنچه می خواهیم ، دست یابیم ؟!

عزیز دلم هر روز که میری سر کار اول یه بسم الله الرحمن الرحیم قشنگ بگو بعدشم بگو من شغلم رو دوست
دارم چون حلال خور هستم و تللاش میکنم...یکی هم از دور برات میمیره
دوشنبه تولد عشقم هست!!!! من یه هدیه دام بهش که وقتی بچه بودم خریده بودم که بدمش به عشقم!دیگه
قسمت آقا رضای عزیزم شد!البته فک کنم دوسش نداشت ولی خب چاره چیه!!!!
سلام.
بالاخره اتاق گرفتم و اومدم دانشگاه!این مدت هم به اینترنت دسترسی نداشتم!
اما از همیشه خوشحال تر بودم!چون نامزدم عزیزم رو دیدم!
خیلی دوسش دارم چون بهم احترام میذاره،قشنگ صدام میکنه!حواسش بهم هست!
و مهمتر از همه اینکه ما با اینکه چند تا مشکل برامون پیش اومده اما هیچی از دوس داشتنمون کم نشده!!
امروز ناهار نداشتم بعد هم اتاقی عزیزم پیشنهاد داد ماکارونی درست کنه منم که عاشق ماکارونییییییی!!!گفتم
باشه میرم ماست و نوشابه میخرم میام!و در نهایت فهمیدم خیلی اشپزیم عالیه و این حرفا ایشالا که متوجه
شده باشید البته دستش درد نکنه وگر نه هلاک می شدم!
بعدشم با سرعت نور خودم و پیاده رسوندم دانشگاه اصلا هم هوا گرم نبود!!!!رفتم سر کلاس استاد گفت پس
درس رو از جلسه بعد شروع میکنیم!!!اما از اونجا که خیلی منطقیم لبخند زدم!!!