سلام .
دیروز رفتیم برا مشاوره ژنتیک!
امروز صبح هم رفتیم برا ازمایش خون(البته از نوع ژنتیکیش).
5 روز دیگه جواب ازمایش رو میدن بعدش با پرونده ژنتیک میبریم به دکتر ژنتیک نشون میدیم!!! عجبا!
خب از اینا که بگذریم شبشم رفتیم با اقا رضا
و خانواده پارک
انقد حرف زدیم که خدا میدونه!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام.
راستش در مورد باور فرشته ی مهربون و اینا نوشتم یه چیزی یادم اومد خندم گرفت!!
من در نوع خودم انه شرلی بودم! تخیلی! عجیببب!!
البته نمیدونم بچه های امروز خیلی تخیلشون ضعیفه یا من اسکل بودم بهش میگفتن تخیلی!
آخه دختر عمه ام دهه هشتادیه،یه بار مامانش بهش گفت برو بخواب عزیزم فرشته مهربون دوس داره زود
بخوابی اونم جواب داد فکر نمیکنم کارای من به فرشته ی مهربون مربوط باشه من حریم شخصی خودم رو
دارم نباید تو کارام دخالت کنه!!!!!
چی بگم اولشم نمیخواستم بگم ولی خب!!!
شما خواهر برادر کوچیکتر دارید؟؟؟
من وقتی دادشم تو شکم مامانم بود،مامانم مدام بهم میگفت انقد داداشت دوست داره که از دنیای نی نی ها
حتما برات کادو میاره!
وقتی دنیا اومد من 6 سالم بود ،دوس داشتم دختر باشه،خیلی گریه کردم اما وقتی رفتم بالای سرش مامانم
گفت مشت دادشی رو باز کن!
باز که کردم دیدم یه پلاک طلای عروسکی خیلی خوشکل تو دستای کوچولوی صورتیشه!!
از همون موقع تا حالا عاشقشم!!!
