سلام.
امروز از صبح تا بعد از ظهر ناهار و صبحانه نخوردم فقط یک دانه کیک!چه کیکا گرون شدن!!!یه جزوه میگیری
4500 بعدشم یه کیک 1000 تومن کوفت ادم میشه کیکه!!!
خلاصه برگشتم خوابگاه یه قارچ بسته بندی خریدم دوتا تخم مرغ هم از صبحانه یک شنبه که رزرو کرده بودم
داشتم(نگه داشته بودم برا روز مبادا!) خلاصه از یکی پیاز گرفتم که تخم مرغ و قارچ درست کنم بعدش قارچ ها
رو که میشدم متوجه شدم اجسام مخملی زیبایی اطرافشون هستن که بچه بودیم بهشون میگفتیم کپک!!!
خلاصه روحیه او داشت منفجر میشد تمام رویاهام نقش بر اب شدن!
!! اما یادم اومد که اساتید قارچ شناسی و
میکروب شناسی چقدر زیبا در رابطه با طبیعت این مخملی ها صحبت میکردن طوری که انگار جگر گوشه
هاشونم کم مونده اشکم گوشه چشمشون جمع بشه...بعد منم دریچه دیدم رو عمیق تر باز کردم و دیدم وای
چه کپکای نازی(2100 تومن بندازم دور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) وای چه ملوسن چه
دنیایی دارن و به قارچ دوست داشتنی چه جلوه ای دادن!!! بعد شستمشون و هی که پاک میشدن میگفتم
دوستان خدانگه دار!!!خلاصه که پیاز داغ رو گرفتم و غذا رو درست کردم و رفتم تو اتاق و بدترین لحظه اش این
بود که عزیز ترین دوستم بهم گفت منم میخوام چطور بهش میگفتم اینا کپک زدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نخور؟؟؟؟؟؟؟؟وای
انقدر هم خوش رنگ و لعاب شده بود...و هی میگفت پگاه عالی شده خیلی خوشمزه است
(واقعا خوش مزه بود) ..
دوستان من هنوز حالم خوشه اما دوستم خیهو خوابش برد.......ینی ممکنه اثرات کپک باشه؟؟؟؟من که خوبم
اتفاقا کپک در طعم غذا تاثیر بسزایی داشت...واقعا از اساتید محترم متشکرم....اجرشون با خدا!نذاشتن ما بی
غذا بمونیم!!
سلام
همیشه در زندگیم دوس داشتم یه کارای خاص بکنم که کسی نفهمه بین من ودلم باشه
...امروز یکیش رو انجام
دادم خدایا ازت ممنونم که به من این توانایی رو دادی![]()
صبحانه ناهار وشام هر کدام 500 تومان واقعا با دخل و خرج دانشجو های دولتی نمیخونه!!!تازه من ناهار و و همه
ی صبحونه ها و اخر هفته که میرم خونه رو هم رزرو نمیکنم اما داد همه در اومده!!!!!
چرا همه از مدرسه رفتن بدشون میاد(البته من با مدرسه خوب بودم) یا چرا دانشجو یه عالمه واحد میگیره جزوه
میگیره کتاب میگیره ولی دوس نداره بیاد سر کلاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه ی شما همینطور هستید؟؟؟